بدون عنوان
سلام گل پسر مامان
خیلی وقت نتونستم بیام برات چی زی بنویسم شرمنده
عزیزم دیگه همه حرفها رو کاملاً می گی منظورت و کامل می روسنی جدیداً دارم تلاش می کنم که از پوشک بگیرمت خیلی کاره سختیه اگه می شد ٢ روز کامل تو خونه بودم بات بهتر می شد ولی الان نصف روز که پیشم نیستی یکم کارو سخت کرده ولی ماشاء الله تا الان خیلی خوب بودی همین وقت کمی هم که باهات کار کردم حتی یک دفعه هم خطا نکردی و من بهت افتخار می کنم که اینقدر باهوشی ولی معلومه که پوشکو دوست داری و یکم از این کار سختته، چاره ای نیست باید این کارم باهم انجام بدیم گل پسرم .
دیشب که خیلی باحال بود گیر داده بودی که باباتو پوشک کنی به هیچ وجه هم بی خیال نمی شدی کلی خندیدیم
جدیداً هم یاد گرفتی و می گی بریم با دوستامون بازی بیکونم منظورت اینه که بریم خونه مامان فاطمه اینا و اونجا بتونی با پسرهای همسایه که همه تقریباً هم سن خودت هستن بازی کنی ولی من دوست ندارم تو ،توی کوچه بازی کنی ...
راستی دیگه امسال می تونی توی اون ماشینی که دایی احمد برات خریده بشینی کلی هم با هاش کیف می کنی و بازی می کنی ، مامان فاطمه رفته برات یک جعبه ابزار آلات اسباب بازی خریده اینقدر قشنگ باهاش بازی می کنی که حد و حساب نداره عزیزم خیلی کارت عاقلانه تر شده و خیلی خیلی خوشمزه شدی عشق می کنم از این که خدا تو رو به من داده امیدوارم که لیاقت این هدیه رو داشته باشم خـــــــــــــــــــــــــــیلی دوست دارم
اوه راستی چند تا حرف بدم یاد گرفتی متاسفانه ولی همین که خودت حرف بد می زنی می گی بی ادد یعنی بی ادب
خخخخخخخخخخخخخخ
فعلاًخداحافظ مامانی یکم سرم شلوغه بازم میام واست مطلب می زارم بــــــــــــــــــــــوس


بدون عنوان
